سرپرسى سايكس ( مترجم : سيد محمد تقى فخر داعى گيلانى )
443
تاريخ ايران ( فارسى )
رفتار كرد كه با پادشاهى كنند ولى او پس از چندى فرار كرده و در زمان سلطنت فرهاد دوم باز گرفتار شد و به هيركانيا مراجعتش دادند و جانشين مهرداد براى اينكه به او بفهماند كه حركات او حركات طفلانه است مهرهاى كه بازيچهء اطفال بود براى او به تحفه فرستاد و مع التعجب اين وقعه را شاسر « 1 » شاعر در قصهء پاردونير « 2 » چنين بنظم كشيده است . « دمتريوس پادشاه را تماشا كن كه بطوريكه نوشتهاند پادشاه پارت يك جفت مهرهء طلا از روى استهزا براى او فرستاد زيرا كه او خود را از پيش بخطر انداخته و شهرت و شوكت خود را به زير پاشنهء خود بىقدروقيمت نموده بود » . مرگ مهرداد اول 138 قبل از ميلاد آخرين كار مهرداد اين بود كه اليمه را دوباره فتح نمود و پس از آن در 138 اين پادشاه بزرگ پارت در سن پيرى با افتخارات زياد از اينجهان درگذشت . آنتيوخوس هفتم ملقب به سىده 138 - 139 قبل از ميلاد خبر بدبختيهاى دمتريوس وقتى كه بسوريه رسيد تريفون كارش قوت گرفته ولى چندان دوامى ننمود چه آنتيوخوس معروف به سىده كه در پامفيليه بندر صيدا ساكن بود بادعاى تاج و تخت برادرش كه خود را وارث او ميدانست برآمد و عاقبت بسلطنت آنجا و وصال كلئوپاتر كه تزويجش هرچند وقت به چند وقت تجديد ميشد نايل گرديد ، در اينجا باز نفوذ خانوادهء سلوكى اثر خود را ظاهر نموده و همدستان تريفون در سلوكيه كه بفاصلهء دوازده ميل از انطاكيه واقع شده بود او را ترك گفته و بحريفش پيوستند و او مجبور شد كه خود را هلاك سازد و بدينوسيله از شكنجه و قطع اعضاء كه سابقا در اين گونه مواقع به عمل ميآمد محفوظ ماند . آنتيوخوس سىده و فرهاد دوم 129 - 130 پادشاه جديد در قدم اول همّ خود را بر اين مصروف داشت كه توهينات و سوء رفتارهاى سابق را پايمال كرده دوباره نفوذ و اقتدار خود را بر يهود و ساير رعاياى خويش تثبيت نمايد .
--> ( 1 ) - Chaucer . ( 2 ) - Pardoneres .